اینجا مغز توست....

آیا تا کنون امپراطوریت را در آغوش اندیشه های نابت ،

به مهربانی لمس کرده ای ؟؟

سرخرگها و مویرگهای مغز معجزه گرت، همین لحظه با تمام عشقشان

فقط برای تو، اندیشه هایت را به دست میگیرند ..

و آنان را به عرصه ی ظهور می رسانند..

فقط آنان نمیدانند آنچه تو می اندیشی ،

آیا راهی به سوی آسمان است؟ یا مردابی است که تو را در خود فرو میبرد...؟

آنان آن را میخوانند که تو به سوی خود فرا میخوانی....

از کنار این کالبد مقدست به راحتی عبور مکن...تو آزادی ...

میتوانی آوای مرگ را بر جانت فریاد زنی و میتوانی با فریاد شکوهمند

پرواز را بر چشمان مویرگهایت سرمه کشی....انتخاب با توست...